الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
23
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
و اين منطق بود كه مسلمانان را از بشرپرستى و عبوديّت بت و مجسَّمه ، و از خضوع در برابر حكومتهاى غيرالهى و رژيمهاى مصنوعى بازداشت و آنها را چنان آزاد و قوى و محكم پرورش داد كه كاخها و تشريفات و مراسم ، و جلال و عظمتهاى ظاهرى فرمانروايان ايران و روم در چشم آنها جلوه نمىكرد و به صاحبان آن سلطهها و قدرتها همانطور نگاه مىكردند كه به يك فرد عادى ، زحمتكش و بى زر و زور مىنگريستند . على عليه السلام معلّم نمونه و برجستهء مكتب خداشناسى اسلام و شاگرد اوّل پيغمبر و نخستين خداشناس مكتب اسلام بود . به شهادت تاريخ و به شهادت همين خطبههاى نهجالبلاغه ، در اسلام خداشناسى از على عليه السلام روشنتر ، آگاهتر ، باسابقهتر و مؤمنتر نداريم . او بود كه فرمود : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً » « 1 » . سخنان توحيدى و عرفانى على عليه السلام جلوهء مقام عرفان و تجلّى روح الهيّات مكتب قرآن و وحى اسلام است كه براى هيچ جملهاى از آن نمىتوان ارزش معيّن كرد ؛ جملههايى كه هر كدامش دليل بر اوج بلند روح گوينده ، و سرشار از حكمت و معرفت است . على عليه السلام آوّلين رجل الهى و موحّد واقعى مكتب اسلام است كه تماس و ارتباط و اتّصالش با پيغمبر بزرگ اسلام ، آن معلّم عالىقدر مدرسهء الهيّات قرآن ، بقدرى محكم و استوار بود كه ترديدى نيست او آيينهء تمامنماى رسول خدا و تجسّم كامل تعاليم اسلام است . اصولًا آن مكتب تربيت و تعليم كه شخص اوّل عالم امكان محمّد صلى الله عليه و آله را به دنيا تحويل داد ، با مكتبى كه على عليه السلام را پروراند ،
--> ( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 550 ، شرح خطبهء هَمّاميّه و صد كلمهء جاحظ كه بر آنشروح متعدّد نوشته شده است ، مثل شرح ابن ميثم و شرح عبدالوهّاب و شرح رشيد وطواط .